دوست عزیزم مسعود این فیلم کوتاه را به یاد محمد اوراز ، اولین ایرانی فاتح اورست ، ساخته است. محمد ، با کمال تاسف جان خود را در یکی از ارتفاعات پاکستان از دست داد و جاودانه شد . مسعود می گوید محمد اوراز برای او تداعی گر آرش کمانگیر بوده است ، و از این رو آواز آرش را بر روی این فیلم گذاشته است. لازم به ذکر است کسی که در نقش محمد اوراز ظاهر می شود ، مهدی نجف زاده است.
Forever Fire
 
آواز میهمان 1 - زنده یاد محمد کوچکی
مرغ سحر ناله سر کن ...داغ مرا تازه تر کن
زاه شرر بار این قفس را ... بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ ... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را .... پر شرر کن
ظلم ظالم جور صیاد .. آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت .... شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است گل به بار است ...ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین... دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این بیشتر کن بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن
(ملک الشعرای بهار)
:شعر
تصنیف ماهور ، ساخته مرتضی خان نی داود. اجرا توسط دوست سفر کرده ام محمد کوچکی.
:موسيقي
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست ...
اگر چه بیش از یک سال از آن سانحه دلخراش می گذرد ، هنوز در ناباوری از دست دادن او هستم. هنوز چشمه های اشک ، وقتی به او می اندیشم جاری می شود. او فرشته ای بود در صورت بشر. این را نه من ، که همه می گویند ، مادرش ، همسرش ، برادرش ، و دوستانش.
از صورت و سیرت و البته صدای زیبای او که بگذریم ، او دوست مردم بود. در مقابل درد و رنج مردم و اجتماع ، حساس بود و بی اعتنا نمی نشست. وقتی خاطره پیگیری های او برای حل مشکلات بچه های بی بضاعت و مشکل دار را مرور می کنم از یک سو به دوستی با او می بالم و از سوی دیگر از فقدان او در عذاب می شوم.
نمیدانم اشک شما چه موقعی در می آید ، ولی مال من وقتی که انسانی را در خدمت صادقانه انسانی دیگر می بینم. انگار برایم چیزی کمیاب تر و گرانبها تر از این وجود ندارد که از سر شوق یا حسرت ، دیده تر می کنم. وقتی دیدار در ریژاب آن خاطره از قمر را نقل کرده بود به یاد محمد خودمان افتادم . آن قمرالملوک وزیری قمر آواز ایران بود و این محمد کوچکی قمر جمع هم آوایی ما.