اکبر گنجي


تا آزادی گنجی ، آوازهای روزانه من در باره او خواهد بود و نام و عکسش بر این صفحه خواهد ماند ...

  تصنیف بهار دلنشین

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام

(بیژن ترقی)


:شعر
تصنیف اصفهان ، ساخته مرحوم روح الله خالقی . نوت آن را که از مجموعه همساز ، ویژه تار و سه تار اثر محمد رضا ابراهیمی و علی صمد پور تصویر برداری شده است را از اینجا دریافت کنید. این تصنیف در اصفهان دو نوشته شده ولی من آن را در مایه سل اجرا کرده ام که یک پرده پایین تر از اجرای مرحوم بنان است . در عوض آن را با سرعت بیشتری اجرا کرده ام که خیلی کسالت بار نباشد.

:موسيقي

مامان نیلو آوازهای بنان را طلب کرده بود و نینا و دوست عزیز دیگری بهار دلنشین را. این را خواندم برای همه آنها و نیز به پاس حلول بهار. ای کاش که همراه بهار دلنشین طبیعت ، بهار آرزوهای ما هم حلول کند : گلباران شدن کلبه ویران وطن ، وزیدن نسیم بهاری بر آشیان خزان زده اش ، و دیدن روزی که چون گل سر بر سینه دوستداران و خیرخواهانش بگذارد.

:نکته

March 24, 2005 | نظر شما (13)

<< قبلي

بعدي >>

چند پيغام برای شما