اکبر گنجي


تا آزادی گنجی ، آوازهای روزانه من در باره او خواهد بود و نام و عکسش بر این صفحه خواهد ماند ...

  مهر وطن

آسوده خاطرم که تو در خاطر منی ... گر تاج می فرستی و گر تیغ می زنی
خلقی به تیر غمزه خونخوار و لعل لب ... مجروح میکنی و نمک می پراکنی
گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من ... مهر از دلم چگونه توانی که بر کنی
با مدعی بگوی که ما خود شکسته ایم ... محتاج پنجه نیست که با ما در افکنی
حکم آن توست اگر بکشی بی گنه ولیک ... عهد وفای دوست نشاید که بشکنی
این عشق را زوال نباشد به حکم آنک ... ما پاک دیده ایم و تو پاکیزه دامنی

(گزیده ای از غزلی از سعدی)

:شعر
دستگاه همایون ، همایون فا (سل کرن) ، به ترتیب در گوشه های درآمد ، چکاوک ، بیداد ، راجع ، عشاق ، و بیت آخر فرود از عشاق

:موسيقي

آواز امروز را باز خطاب به مام وطن خوانده ام ، گویی که وجودی واقعی دارد و چون معشوقه های قدیمی ، عاشقانش را می آزارد و در عین پاک دامنی گاه عرصه بر مدعیان می گشاید و عهد وفای دوستان می شکند، اما عاشقانش باز مهر او را از دل خود بیرون نمی کنند.

:نکته

January 16, 2005 | نظر شما (4)

<< قبلي

بعدي >>

چند پيغام برای شما