روزگارا قصد ایمانم مکن............زانچه می گویم پشیمانم مکن
کبریای خوبی از خوبان مگیر ... فضل محبوبی ز محبوبان مگیر
گر بدی گیرد جهان را سر به سر ........ از دلم امید نیکی را مبر
چونکه هنگام نثار آید مرا .............. حب ذاتم را مکن فرمانروا
گر دروغی بر من آرد کاستی ........ کج مکن راه مرا از راستی
(گزیده ای از مثنوی بلند سروده هوشنگ ابتهاج)
موسیقی آواز
مثنوی در آواز بیات ترک ، بیات ترک فا ، شروع از درآمد و خاتمه در درآمد یک اکتاو بالاتر
حرف و سخن
این شعر را هوشنگ ابتهاج برای احسان طبری سرود آن موقع که از او اعتراف گرفته بودند و او باور نمی کرد که کسی که عمری را بر سر اندیشه ای گذاشته بود حاصل عمر خود انکار کند. سالها گذشت تا طشت رسوایی این اعتراف گیری ها از بام بیفتد ولی ابتهاج همان موقع با این شاهکار شصت و چند بیتی خودش تردید را ازدل یاران و نزدیکانش زدود. اگرچه این شعر به مناسبتی سروده شد ، برای من زمان و مناسبت نداشت و سالیان سال زمزمه روز و شبم بوده همچون یک نیایش. در مناسبت های گوناگون نهیبی بوده است به من که حتی اگر جهان را بدی بگیرد ایمان خویش به پاکی و خوبی را ازدست ندهم و قدردان پاکان و خوبان روزگارخود باشم